الفيض الكاشاني

28

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

اين مثال نسبت به اوهام عوام است ، چه آنها مىپندارند كه نور اثر خورشيد و نشأت گرفته از او و موجود به اوست ، در حالى كه اين پندار خطاى محض است زيرا بر ارباب قلوب به گونه‌اى روشنتر از ديدن ، با چشم آشكار شده است كه نور از قدرت حقّ تعالى بر سبيل اختراع به هنگام وقوع مقابله ميان خورشيد و اجسام غليظ حاصل مىشود ، چنان كه نور خورشيد و عين و شكل و صورت آن نيز از قدرت حقّ تعالى به وجود آمده است ؛ ليكن غرض از مثالها فهمانيدن مطلب است و مطلوب بيان حقايق نيست . اكنون اگر محبّت انسان نسبت به ذات خويش امرى ضرورى است ، محبّت او نسبت به كسى كه در درجهء اوّل ، قوام او و در درجهء دوم ، بقاى وى از حيث ذات و صفات و جواهر و اعراض بدوست ، نيز ضرورى مىباشد و اين امر مستلزم آن است كه اين مطلب را بداند . كسى كه از اين محبّت تهى است ، به سبب آن است كه به خود و شهواتش سرگرم و از پروردگار و آفرينندهء خويش غافل است . او خدا را چنان كه شايسته است ، نشناخته و نظر و فكر خود را به شهوات و محسوساتش منحصر ساخته است و اين همان عالم شهادت است كه بهايم در تنعّم و رفاه در آن با او شريكند ، بر خلاف عالم ملكوت كه تنها كسى كه به فرشتگان شباهت دارد پا بر سرزمين آن مىنهد و به اندازهء قرب او به صفات فرشتگان در آن مىنگرد و به قدر انحطاط او در عالم پست بهايم دستش از آن كوتاه است . امّا سبب دوّم - و آن محبّت او نسبت به كسى است كه به وى نيكى و با مال خود با او مواسات كند ( 1 ) و در گفتار با او ملاطفت ورزد و با كمكهاى خود او را يارى كند و در سركوبى دشمنان و پيروزى بر آنان به نصرت او شتابد و در دفع شرّ از او قيام كند و در همهء مقاصد و اغراضى كه دربارهء خود و فرزندان و نزديكانش دارد ، براى او وسيله‌اى باشد . در اين صورت قطعى است كه وى محبوب او خواهد بود . اين امر نيز عينا مقتضى آن است كه جز خداوند را دوست نداشته باشد ، چه اگر خداوند را آن گونه كه شايستهء اوست ، بشناسد خواهد دانست كه احسان كننده به او تنها خداوند است و بس . ما انواع احسان او را به همهء بندگان ذكر نمىكنيم ، زيرا هيچ كس قادر به شمارش آنها نيست ، چنان كه خود فرموده است : وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها « 1 » . و به اندكى از آنها در كتاب شكر اشاره كرده‌ايم و در اين جا به همين مقدار بسنده مىكنيم كه بگوييم احسان از مردم جز بر سبيل مجاز قابل تصوّر نيست و احسان كننده تنها خداوند است ، چه اگر فرض كنيم شخصى همهء اموالش را به تو ببخشد و به تو

--> ( 1 ) ابراهيم / 24 : و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد ، هرگز آنها را شمارش نخواهيد كرد .